اول بایددانست که اصولاچراانسان بدنبال شناخت خداوندمیگردد؟
ازاوچه چیزی میخواهدکه خودقدرت اجرایش راندارد؟
دلیل کاوش من برای شناخت خدا
علاقه مندم که باشناخت خداوند برای خودهویتی بیابم تابتوانم به ان هویت
افتخارکنم ودرزیرچتراین افتخاراحساس امنیت واحساس رضایت نمایم تا در
نهایت ان ارامشی راکه بدنبالش هستم راکسب نمایم زیراتمام راه هایی
راکه رفتم وتمام چیزهایی راکه بدست اورده ام برای من اسایش را تامین
نموده انداماهرگز ارامش واقعی رادرک وتجربه نکرده بودم
اکنون اگربه خداونداطمینان ذاریدبایدان را ارتقاءدهیدواگرشک داریدبایدشکیات
خودرابرطرف کنید
تجربه به مانشان داده است که هرچه نسبت به خودو رشدمان صبورتربوده
وشکیبایی بیشتری بخرج داده ایم پیشرفت ماقاطع ترورضایت بخش تر
خواهدبود.صبروشکیبایی بمااین امکان رامیدهدکه اسان ترمعنای واقعی
اطمینان بخداوندرادرک کنیم وراحت تربه حضورپرنورخداوندراه یابیم
اگربشدت تلاش کنیم ودرموردهدفمان وتمایل خود دچاروسواس شویم
استرس واضطراب مداوم ماجلوی پیشرفت معنوی مارامیگیردوموجب نومیدی
رنجش.وتاسف ودلسوزی بحال خودماراازمسیراصلی دورمینماید
نتیجتا درنهایت دقت وهوشیاری وتعادل درمسیرانتخابی خودگام برمیداریم به
این صورت که اگرنمیتوانیم براحتی اراده وزندگیمان را به لطف پروردگار
بسپاریم بایدازسرعت خودبکاهیم.
تامل. درایت. صبر.مارادرمسیراگاهی یافتن ازخواست واراده خداوندقرار
میدهدبه این شکل که بطورعیرقابل باوری میبینیم که ازرنج عاطفی و
کسالت وبی حوصله گی وفشارهای روحی وروانی که داشتیم کاسته شده
است در اینزمان است که خداوند مارا یاری نموده وازقدرت لایتناهی خویش
ماراهم بهره مند فرموده است.
+ نوشته شده توسط شاپور در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت
8:11 بعد از ظهر |